قهرمان ميرزا عين السلطنه
3352
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
محترم اين بود كه مسلك دمكرات را . . . موافق كند و واقعا چه خوب مسلكى بوده است مسلك انبياء و اولياء . من در همانجا صورت مسلك آقا را كه دموكراسى بود يادداشت كردم و اين است كه ذيلا براى شما فرستادم و يقين بدانيد كه اگر نقاشى حلال بود شمايل آقا را هم براى شما كشيده مىفرستادم ولى عجالتا چون قوهء روحانى از سياسى به كلى جدا نشده و كار يك قدرى مشكل است همان يادداشت مسلكى آقا را مىفرستم . مادهء اول - با دست غذا خوردن ( مگر در آش و دوغ و شربت ) تا وقتى كه استعمال كارد و چنگال را ياد نگرفتهاند كه آنوقت ديگر حديث النظافة من الايمان را سند خواهند آورد . مادهء دوم - خر برهنه سوار شدن ( مگر وقت آمدن به مجلس خصوصا و راههائى كه از يكصد و پنجاه قدم متجاوز باشد عموما كه درشكه سوار مىشوند ) . مادهء سوم - روى زمين خالى نشستن مگر در خانهء شخصى خودشان كه قالى و قاليچه و مبل از ضروريات زندگى است . مادهء چهارم - قبول مستمرى نكردن مگر ماهى يكصد تومان مجلس كه هروقت ارباب كيخسرو دو قران براى ده دقيقه ديرآمدگى كسر بگذارد در مجلس علنى اعتراض آن نيم ساعت از وقت مجلس را خواهد گرفت . مادهء پنجم - ضد امتياز هستند مگر در لقب صدر العلمائى كه واقعا به ايشان برازنده است . مادهء ششم - خشن پوشيدن مگر در عباهاى نائينى و كوپائى كه وقت مخصوص دارد . مدرس آقاى مدير اين بود شرح مسلك دموكراسى آقاى صدر العلما . اما در اينجا يك چيزى براى من مشكل شده است و آن اين است آقاى آقا سيد حسن مدرس كه تقريبا روى زمين خالى مىنشيند و خشن هم مىپوشد و گويا با يك دوچرخهء چوبى هم تا طهران مسافرت كرده و تحقيقا لقب صدر العلمائى هم ندارد و مواجب مجلس را هم يك دينار قبول نكرده چرا دمكرات نشدهاند و دست چپ هم ننشستهاند ، اين مسئله را مىخواهم براى بنده شرح بدهيد و ديگر آنكه يك نفر فكلى همان وقت در مجلس پيش من نشسته بود گفت اين مسلك دماگوژى است نه دمكراسى . خواهش مىكنم معنى دماگوژى را هم به من حالى كنيد كه چشم و گوشبسته به ده برنگردم . يك نفر رنجبر . » ( پايان مقالهء دموكراسى ) باز در همين روزنامه ترجمه از روزنامهء « نوه ورميا » بود كه دولت روسيه قشون خود را از قزوين برد اما اگر ايرانيها ترتيب سابق را پيش بگيرند و بناى دزدى و اغتشاش بىامنى